على محمدى خراسانى

72

شرح منطق مظفر (فارسى)

مثال ب . « كل انسان حيوان » ، « لا شىء من الانسان بفرس » ، « فبعض الحيوان ليس بفرس » . برهان : در اين ضرب نيز مثل ضرب اوّل از برهان عكس صغرى استفاده مىكنيم و تنها در قالب مثال مراحل آن را محاسبه مىكنيم . مرحلهء اوّل . مفروض : مقدمتين صادق هستند ، يعنى : « كل انسان حيوان » ، « لا شىء من الانسان بفرس » . مرحلهء دوّم . مدعا : اگر مقدمتين صادق بودند در نتيجه آن دو ، سلب جزئى صادق خواهد بود كه : « بعض الحيوان ليس بفرس » باشد . مرحلهء سوّم . برهان : صغراى قياس فوق را به عكس مستوى عكس مىكنيم و يك قياس ضرب رابع از شكل اوّل كه صغرى موجبهء جزئيه و كبرى سالبهء كليه باشد درست مىشود : « بعض الحيوان انسان » و « لا شىء من الانسان بفرس » . نتيجه اين‌كه : « فبعض الحيوان ليس بفرس » و اين سالبهء جزئيه عينا همان است كه از شكل ثالث نتيجه مىگيريم ، و اين دليل بر حقانيّت شكل ثالث است . ضرب سوّم . صغرى موجبهء جزئيه ، كبرى موجبهء كليه ، نتيجه موجبهء جزئيه . مثال الف . « برخى از پرندگان سفيد هستند » ، و « هر پرنده‌اى حيوان است » ، پس برخى از سفيدها حيوان هستند » . مثال ب . « بعض الانسان ابيض » ، و « كل انسان حيوان » ، « فبعض الابيض حيوان » . برهان : برهان اين ضرب نيز مثل برهان ضرب اوّل و دوم از طريق عكس صغرى است كه طريقهء آن قبلا توضيح داده شد ، در اين‌جا كافى است آن را در قالب مثال پياده كنيم : مرحلهء اوّل ، مفروض : مقدمتين قياس مذكور صادق هستند . مرحلهء دوم . مدّعا : در نتيجهء ضرب مذكور ، موجبهء جزئيه صادق است . مرحلهء سوم . برهان : اگر مقدمتين صادق باشند هر آينه عكس صغرى نيز صادق خواهد بود كه : « بعض الابيض طائر ( يا انسان ) » باشد ، بعد اين عكس را به كبراى شكل ثالث ضميمه كرده و ضرب ثالث از چهار ضرب شكل اوّل ، تشكيل مىشود و از اين شكل همان نتيجه را مىگيريم كه از ضرب ثالث شكل ثالث مىگرفتيم يعنى مىگوييم : « بعض الابيض انسان » ، و « كل انسان حيوان » ، « فبعض الابيض حيوان » و چون شكل اوّل